Help me

پارت ۱۸

راوی: تا اینکه جونگ کوک اروم اروم چشماش باز شد
جونگ می: دکتر ... دکتر...چشماش و باز کرد
دکتر: باش.... اروم باشید فعلا وارد اتاق نشید تا من بگم
راوی: دکتر وارد اتاق شد
دکتر : چطوری ؟؟؟ مریض شجاع
جونگ کوک : خوبم... ولی اصلا چیزی یادم نمیاد
دکتر : متاسفانه....شما تصادف کردی....ماشین زد بهت و مغزت اسیب دیده واسه همین فراموشی گرفتی
جونگ کوک: اهان
دکتر : همسرت خیلی نگرانته
جونگ کوک: همسرم؟؟؟؟
دکتر : ارع ... الان میگم بیان داخل ... راستی زیاد سخت نگیر به خودت کم کم یادت میاد فراموشی موقت
جونگ کوک : اها
راوی : دکتر رفت از اتاق بیرون
دکتر : میتونید برید داخل
راوی: جونگ می و جیمین و نایلا رفتن داخل
جیمین : چطوری تو ؟؟؟ تو که ما رو بردی اون دنیا و اوردی از نگرانی
جونگ کوک : شما؟؟؟
جیمین: عااااااا، یادم رفته بود فراموشی گرفتی ...... من برادرتم البته بزرگتر و اینم نایلا خانوم نامزدم و اینم جونگ می که داستانش طولانی اگر بگم متوجه نمیشی کیه
تو فکر کن این کسی که بهش اعتراف کردی که دوستش داری ولی ردت کرده فهمیدی؟؟؟؟
جونگ می : انقدر لازم نبود رک باشید
جونگ کوک: اها ، ...... دکتر گفت همسرم نگرانم بوده کجاس؟؟؟
جیمین : تو همسر نداری .... حتما اشتباهی جونگ می و گفته
جونگ کوک : اها..... بعد راستی اسمم چیه؟؟؟؟
جیمین : جونگ کوک اسمت هست و جئون فامیلیت بعد درباره شغل و این چیزا باید بریم خونه
جونگ کوک : جونگ‌کوک .... اسم باحالیه ..... میشه زودتر بریم خونه
جیمین : اره .... فردا مرخص میشی
جونگ کوک: باش
جیمین : ما میریم بیرون ..... تو استراحت کن
جونگ کوک: باش

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

Help me

Help me

Help me

Help me

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط